کد مطلب: 27358
تاریخ انتشار: ۱۴ مهر ۱۴۰۵ - ۱۷:۳۰
مادر

مادری که باید غذای سالم درست کند، همیشه آرام باشد، برای کودک وقت بگذارد، در تربیت خطا نکند، خانه را مدیریت کند و هم‌زمان از خودش هم مراقبت کند؛ تصویری که شبکه‌های اجتماعی از «مادر خوب» ساخته‌اند، گاهی آن‌قدر بی‌نقص است که بسیاری از مادران در پایان روز به جای احساس رضایت، با یک سؤال روبه‌رو می‌شوند: «نکند برای فرزندم کافی نبوده‌ام؟»

به گزارش پایگاه خبری پیام خانواده؛ مادری در گذشته شاید بیش از هر چیز با مراقبت از کودک، تأمین نیازهای روزمره و تربیت او تعریف می‌شد، اما امروز فهرست انتظارات از یک مادر بسیار طولانی‌تر شده است.

مادر باید درباره تغذیه کودک مطالعه کند، فعالیت‌های آموزشی مناسب انتخاب کند، کتاب بخواند، بازی‌های هدفمند انجام دهد، مراقب میزان استفاده از صفحه‌نمایش باشد، خواب کودک را تنظیم کند، مهارت‌های اجتماعی او را تقویت کند و در کنار همه اینها، شاغل یا مسئول امور خانه نیز باشد.

در فضای مجازی نیز هر روز نمونه‌هایی از «مادر ایده‌آل» پیش چشم والدین قرار می‌گیرد؛ مادری که برای کودک غذای کاملاً سالم آماده می‌کند، خانه‌ای مرتب دارد، با آرامش به تمام رفتارهای کودک پاسخ می‌دهد و برای هر مرحله از رشد او برنامه‌ای دقیق دارد.

مشکل از جایی آغاز می‌شود که این تصاویر، به جای الهام‌بخش بودن، به معیار سنجش ارزشمندی مادران تبدیل می‌شوند.

مقایسه‌ای که هیچ‌وقت تمام نمی‌شود

شبکه‌های اجتماعی امکان مقایسه دائمی را فراهم کرده‌اند. مادر کافی است صفحه چند مادر دیگر را دنبال کند تا هر روز با مجموعه‌ای از توصیه‌ها و سبک‌های مختلف زندگی روبه‌رو شود.

یکی از فعالیت‌های آموزشی کودک خود می‌گوید، دیگری از برنامه غذایی سالم، دیگری از سفر خانوادگی و دیگری از شیوه تربیتی خاص خود.

اما آنچه دیده نمی‌شود، بخش‌های دشوار زندگی این خانواده‌هاست؛ خستگی، اختلاف نظر، بی‌حوصلگی، روزهای نامنظم و لحظاتی که هیچ‌چیز طبق برنامه پیش نمی‌رود.

مادر ممکن است زندگی واقعی خود را با بهترین ویرایش‌شده‌ترین بخش زندگی دیگران مقایسه کند؛ مقایسه‌ای که نتیجه آن اغلب احساس ناکافی بودن است.

«مادر کامل» وجود ندارد

یکی از فشارهای پنهان والدگری مدرن، تلاش برای رسیدن به استانداردی است که اساساً دست‌نیافتنی است.

قرار نیست مادر همیشه صبور باشد، هیچ‌وقت عصبانی نشود، هر روز غذای خانگی تهیه کند، همیشه برای کودک وقت داشته باشد و در تمام تصمیم‌های تربیتی بهترین انتخاب ممکن را انجام دهد.

مادری که یک روز خسته است، ممکن است کمتر بازی کند. مادری که شاغل است، شاید نتواند هر روز ساعت‌ها کنار فرزندش باشد. مادری که چند فرزند دارد، ممکن است نتواند نیازهای همه آنها را هم‌زمان برآورده کند.

این واقعیت‌ها لزوماً به معنای «مادر بد بودن» نیستند؛ بخشی از واقعیت زندگی خانوادگی‌اند.

وقتی توصیه‌های تربیتی خودشان تبدیل به فشار می‌شوند

یکی از تناقض‌های والدگری امروز این است که توصیه‌های فراوان برای کمک به والدین، گاهی خودشان به منبع اضطراب تبدیل می‌شوند.

باید با کودک گفت‌وگو کنیم، احساساتش را نام‌گذاری کنیم، برایش کتاب بخوانیم، بازی کنیم، غذای سالم بدهیم، صفحه‌نمایش را مدیریت کنیم، استقلالش را افزایش دهیم، به او انتخاب بدهیم و در عین حال مرزهای مشخصی داشته باشیم.

هرکدام از این توصیه‌ها ممکن است به‌تنهایی مفید باشد، اما قرار گرفتن همه آنها در کنار هم می‌تواند این تصور را ایجاد کند که اگر مادر همه این کارها را انجام ندهد، در تربیت فرزندش شکست خورده است.

در حالی که تربیت کودک یک پروژه با چک‌لیست مشخص نیست.

کودکان به مادر بی‌نقص نیاز ندارند

کودک بیش از آنکه به مادری بی‌نقص نیاز داشته باشد، به رابطه‌ای امن و قابل اعتماد نیاز دارد.

او باید بداند که مادرش دوستش دارد، به حرف‌هایش گوش می‌دهد، در زمان نیاز کنارش است و در عین حال می‌تواند برای او قانون و محدودیت تعیین کند.

حتی اشتباهات والدین نیز می‌توانند بخشی از فرآیند تربیت باشند. وقتی مادری پس از عصبانی شدن از کودک عذرخواهی می‌کند یا درباره رفتار خود توضیح می‌دهد، به کودک نشان می‌دهد که اشتباه کردن پایان رابطه نیست و می‌توان مسئولیت رفتار خود را پذیرفت.

مادری که خودش را فراموش می‌کند

فشار «مادر خوب بودن» گاهی باعث می‌شود نیازهای خود مادر به حاشیه برود.

استراحت، خواب کافی، دیدار با دوستان، فعالیت شخصی یا حتی چند دقیقه تنهایی ممکن است برای مادر با احساس گناه همراه شود؛ گویی زمانی که مادر برای خودش صرف می‌کند، زمانی است که از کودک گرفته شده است.

در حالی که مراقبت از خود را نمی‌توان همیشه در مقابل مراقبت از کودک قرار داد. مادری که دائماً خسته و فرسوده است، طبیعی است که برای مدیریت فشارهای روزمره با دشواری بیشتری روبه‌رو شود.

پدر کجای این مسابقه است؟

یکی از پرسش‌های مهم در بحث «مادر کامل» این است که چرا بخش بزرگی از مسئولیت تربیت همچنان با مادر تعریف می‌شود؟

وقتی موفقیت کودک به مادر نسبت داده می‌شود و مشکلات او نیز اغلب به «کوتاهی مادر» تعبیر می‌شود، نقش پدر و مسئولیت مشترک والدین کمتر دیده می‌شود.

تربیت کودک مسئولیتی خانوادگی است، نه آزمونی که مادر باید به تنهایی در آن نمره قبولی بگیرد.

پایان مسابقه مادران

شاید زمان آن رسیده باشد که مفهوم «مادر خوب» را از یک تصویر ایده‌آل و دست‌نیافتنی جدا کنیم.

مادر خوب الزاماً کسی نیست که همیشه آرام است، بهترین غذا را می‌پزد، بیشترین کتاب را برای کودک می‌خواند یا هیچ‌گاه اشتباه نمی‌کند. مادر خوب می‌تواند خسته شود، اشتباه کند، عصبانی شود و دوباره رابطه خود را با کودک ترمیم کند.

مادری مسابقه نیست؛ قرار نیست یک مادر از مادر دیگر بهتر باشد.

آنچه برای کودک اهمیت دارد، داشتن رابطه‌ای امن، محبت‌آمیز و قابل اعتماد است؛ رابطه‌ای که در آن هم عشق وجود داشته باشد و هم مرز، هم حمایت باشد و هم فرصت استقلال.

شاید یکی از مهم‌ترین کارهایی که مادران امروز می‌توانند برای خود و فرزندانشان انجام دهند، کنار گذاشتن همین مسابقه بی‌پایان و پذیرفتن این واقعیت ساده باشد: برای مادر خوب بودن، لازم نیست مادر کامل بود.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 + 0 =

آخرین‌ها